صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٢
است که مردم را آشنا کنید به وظایف امروزشان که وکلائى که مىخواهند تعیین کنند که سرنوشت اسلام باید تعیین بشود، وکلا چه اشخاصى باشند، اشخاص متدین، مطلع، دانشمند اسلامشناس آنقدرى که مىتوانند، نه این اشخاصى که مىنشینند مىنویسند و کارى به اسلام ندارند.از اینها احتراز کنید، اینها را تعیین نکنید، اینها خراب مىکنند، نمىدانند اصلا اسلام چیست تا اینکه بیایند قانون اسلام را درست کنند. قوانین اسلام و قانون اساسى اسلام باید به دست اشخاصى که یک مقدار لااقل اسلام را بدانند، یعنى چه علاقه داشته باشند به اسلام، دشمن نباشند با اسلام، به دست آن اشخاص که اسلام را اصلش مخالف با طریقههاى خودشان مىدانند بلکه مخالف با تمدن (به اصطلاح آنها) مىدانند البته آن تمدنى که آنها مىگویند، مثل تمدن شاه است دیگر، دروازه تمدن او این مقدرات را دست اینها ندهند، ملت ما مقدراتشان را دست این اشخاصى که به اصطلاح خودشان روشنفکر، نه هر روشنفکرى، روشنفکرها بسیاریشان خوب هستند، آنهائى که علاقهاى به اسلام ندارند، آنهائى که از گفتار و اعمال سابق و لاحقشان معلوم مىشود که اینها چه هستند. در تمام این مدتى که همه این ملت فریاد مىکردند جمهورى اسلامى، این بیچارهها براى تقیه هم یک دفعه نگفتند جمهورى اسلامى، اینها از اسم اسلام همچنان مىترسند که شیطان از بسمالله، مىترسند اینها و حق هم دارند بترسند براى اینکه اسلام جلوى شهوات را مىگیرد، اسلام نمىگذارند که لخت بروند توى این دریاها شنا کنند، پوستشان را مىکند با زنها لخت بروند آنجا و بعد زنها لخت بیاند توى شهرها، مثل کارهائى که در زمان طاغوت مىشد همچو کارى اگر بشود، پوستشان را مردم مىکنند، مسلمانند مردم، نمىگذارند زنها و مردها با هم داخل هم بشوند و توى دریا بریزند و به جان هم بیفتند. تمدن اینها، این است. اینها از تمدن این را مىخواهند. اینها از آزادى اینها را مىخواهند، آزادى غربى مىخواهند و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توى دریا بروند توى نمىدانم - جاهاى دیگر شنا کنند. این تمدنى است که آقایان مىخواهند، این تمدنى است که در رژیم سابق تحمیل بر مملکت ما شد که بعد از اینکه مىرفتند زن و مرد در دریا، زن همانطور لخت و همانطور لخت مىآمدند توى شهر، مردم هم جرأت نمىکردند حرف بزنند. امروز اگر یک همچو چیزى بشود اینها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد و دولت هم معین کرد، البته دولت طورى که وزیر کشور گفتند، گفتند که ما جلویش را گرفتیم، اگر نگیرند مردم مىگیرند. مگر مازندرانىها مىگذارند یا رشتىها مىگذارند که باز کنار دریاشان مثل آنوقت باشد؟ مگر بندر پهلوىها مردهاند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند، مگر مىگذارند اینها را؟ تمدنهاى اینها این است و آزادى که آنها مىخواهند همین است، اینجور آزادى بروند قمار کنند و با هم لخت بشوند و با هم چه بشوند و این آزادى. آزادى در حدود قانون است، اسلام از فسادها جلو گرفته و همه آزادىها را که مادون فساد باشد داده، آنى که جلو گرفته فسادهاست که جلویش را گرفته است و ما تا زنده هستیم نمىگذاریم این آزادىهائى که آنها مىخواهند تا آن اندازهاى که مىتوانیم آن آزادىها تحقق پیدا کند. شما آقایان هم حالا آزاد هستید، تشریف مىبرید در شهرها در قراء، در قصبات براى هدایت،